عشق
88/6/15 :: 5:11 عصر
پس از دوری و قهر با کلمات، دوباره برای تو می نویسم ای تنها معنای بودن ...
کاش می شد به نیم نگاهی تازه نگاهت کرد، کاش می شد با تو از کوچه پس کوچه های دلواپسی سخن گفت، کاش می شد رو به روی دیواری که مقابلم کشیدی دروازه ای بود تا دوباره وارد جزیره عشقت شوم. می دانم، شاید قلب تو دیگر هیچ گاه پذیرای نامم نباشد، شاید به شاپرک ها سپرده ای پیغامم را به دستت نرسانند و به چکاوک ها گفته ای پشت سرم مرثیه تلخ جدایی عشق را زمزمه کنند.
می دانم به انتهای عشق رسیدم و در اول جاده بی روح زندگی قدم می زنم، ولی دوست دارم بدانی که کاش ساعت ها و لحظه ها به عقب برگردند تا من همانی باشم که روزی تصویرش را در ذهن و قلبت همچون یاس سپید حک کردی، ولی افسوس که تو مهر بی وفایی را بر پیشانی ام زدی و مرا فرسنگ ها از دلت دور کردی.
همسفر دیروز و مسافر امروزم ؛ به یاد داشته باش که من همان نغمه عاشقم، سینه چاک و ساکت و غریب ...
خانه
:: کل بازدیدها :: :: بازدید امروز :: :: بازدید دیروز ::
:: درباره خودم :: :: اوقات شرعی ::
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS
109419
33
30
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست !
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست !
ای همیشگی ترین عشق،در حضور حضرت تو !
ای که میسوزم سر تا پا تا ابد در حسرت تو !
به تو نامه مینویسم،نامه ای نوشته بر باد
که به نامت چون رسیدم،قلبم به گریه افتاد
ای تو یارم،روزگارم،گفتنی ها با تو دارم
ای تو یارم،از گذشته یادگارم.....
:: لینک به وبلاگ ::
|
:: دوستان من ::
بـــــاغ آرزوهــــا = Garden of Dreams:: لوگوی دوستان من ::
:: اشتراک در خبرنامه ::
:: مطالب بایگانی شده ::
شهریور 88
آخر شهریور
زمستان 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
مهر 91
آبان 91
دی 91
اسفند 91
فروردین 92